تست شناسایی الکل ها

دید کلی 

الکل ها دسته بزرگی از ترکیبات الی حاوی گروه هیدروکسی (OH) هستند که منبع طبیعی ان ها گیاهان بوده و در صنعت از مشتقات نفت نظیر اتیلن ساخته می شود. استفاده وسیع ان ها به عنوان حلال ̦ پاک کننده ̦ سوخت و نیز به عنوان موادی که در صنعت دارویی مصرف دارند. این ترکیبات اغلب در گروههای حلالیت ،و یا درموارد خاص قرار دارند. الکل‌ها دارای اتم کربن با هیبریداسیون هستند.بسته به نوع کربن که به گروه OH- پیوند دارد، به سه دسته نوع اول ، نوع دوم و نوع سوم طبقه‌بندی می‌شوند.


خواص فیزیکی الکلها:


دمای جوش: الکل‌ها در میان هیدروکربن‌های هم وزن خود دمای جوش بالاتری دارند که آن را می‌توان به پیوند هیدروژنی الکل‌ها نسبت دادکه سبب می‌شود انرژی بیشتری برای شکستن پیوند بین مولکولی آن‌ها نیاز باشد. 
حلالیت:با توجه به این که پیوند بین الکل‌ها مانند آب، پیوند هیدروژنی است به هر اندازه‌ای در آب حل می‌شود. همچنین با توجه به این که الکل‌ها از یک سو بخشی آلی داشته و از سوی دیگر گروه هیدروکسیل دارند بسیاری از مواد آلی را نیز حل می‌کنند.

تست سدیم :

ترکیبات دارای هیدروژن فعال در واکنش با سدیم می توانند هیدروژن خود را آزاد کنند. بسته به نوع ترکیب این هیدروژن می تواند دوباره در محیط جذب یک مولکول دیگر شود و یا از محیط خارج شود. الکل ها در ترکیب با سدیم ̦هیدروژن خود را به صورت گاز آزاد می کنند این تست به ترکیبات دارای 3 تا 8 کربن جواب مثبت می دهد الکل ها سبکتر به دلیل وجود آب در محیط به سرعت با سدیم واکنش می دهند (این الکل ها جاذبه الرطوبه اند) الکل های سنگین تر ( بیش از 8 کربن ) به کندی واکنش می دهند به طوری که خروج گاز محسوس نیست این تست برای هیدروژن هایی که در ترکیبات خنثی به سهولت قابل استخلاف باشد مناسب است. به عبارت دیگر هیدروژن های متصل به اکسیژن نیتروژن و یا گوگرد به این تست پاسخ مثبت می دهند ترکیبات استیلنی نیز با سدیم وارد واکنش می شوند . ولی خروج گاز هیدروژن مشاهده نمی شود ، زیرا با همان سرعتی که هیدروژن تولید می شود ، با همان سرعت هیدروژن با پیوندهای دو گانه وارد واکنش افزایشی می شود . سدیم , تست مناسبی برای تشخیص هیدروژن های فعال در اجسامی که به راحتی یونیزه نمی شوند به عبارت دیگر برای ترکیبات گروههای SA ̦ A2 ̦ A1 و S2 روش مناسبی نیست.

روش کار :
در یک لوله ازمایش خشک یک میلی لیتر الکل مورد ازمایش را بریزید و به ان یک تکه کوچک سدیم بیفزایید.تشکیل حباب های هیدروژن در اطراف سدیم و خروج ان ها نشان دهنده وجود هیدروژن قابل استخلاف در ترکیب است

2CH3CH-OH + 2 Na ---------- 2CH3CH-ONa + H2

2H-OH + 2 Na ----------- 2 H-ONa + H2


عوامل خطا: 
خشک نبودن لوله آزمایش،وجود ناخالصیهای حاوی هیدروژن فعال که باعث خطای مثبت در آزمایش میشود. 
خاصیت فیزیکی:آزادشدن گازهیدروژن خاصیت شیمیایی:وجود هیروژن متصل به اتم الکترونگاتیو


تست سریک آمونیوم نیترات :


معرف سریک آمونیوم نیترات با ترکیباتی که دارای گروههای هیدروکسیل الکلی هستند یک کمپلکس قرمز رنگ تشکیل می دهد . جواب آزمون برای الکلهای نوع اول ، دوم و سوم که کمتر از 10 کربن دارند ، مثبت است . تمام انواع گلیکول ها ، پلی ال ها ، کربوهیدرات ها ، هیدروکسی اسیدها ، هیدروکسی آلدهیدها و هیدروکسی کتون ها ، به این آزمون پاسخ مثبت داده و تولید محلول قرمز می کنند . بایستی دقت کرد ، که تشکیل کمپلکس قرمز رنگ ، یک حد واسط در اکسایش الکل ها توسط معرف فوق است . قسمت دوم واکنش شامل از بین رفتن رنگ قرمز و تشکیل کمپلکس بی رنگ است 
خاصیت فیزیکی: ایجاد رنگ قرمز خاصیت شیمیایی:تبدیل Ce+3 به Ce+4 و تشکیل کمپلکس.

[NH₄)₂Ce(NO₃)₆ + RCH₂OH → [Alcohol + Re)

[complex] → RCH₂O(radical) + (NH₄)₂Ce(NO₃)₅ + HNO₃

RCH₂O + (NH₄)₂Ce(NO₃)₆ → RCHO + (NH₄)₂Ce(NO₃)₅ + HNO₃


آزمون کرومیک اسید ( معرف جونز ) :


این واکنش برای شناسایی و تشخیص الکل های نوع اول و دوم از الکل های نوع سوم است و بر اساس کاهش کروم (VI) زرد - نارنجی ، به کروم (III) سبز رنگ است . الکل بوسیله این واکنشگر اکسیده می شود . تغییر رنگ واکنشگر از نارنجی به سبز به عنوان پاسخ مثبت به آزمایش است . الکل های نوع اول و دوم بوسیله این واکنشگر ، به ترتیب به کربوکسیلیک اسید و کتون تبدیل می شوند . -باید توجه داشت که الکل های نوع اول در اثر اکسایش ابتدا به آلدهید و سپس به کربوکسیلیک اسید تبدیل می شوند ، اما در مورد الکل های نوع دوم که کتون تولید می شود ، اکسایش متوقف می شود

نکته : الکل های نوع اول و دوم به آزمون کرومیک اسید ( معرف جونز ) پاسخ مثبت می دهند ولی الکل های نوع سوم به این آزمون پاسخ مثبت نمی دهند .

نکته : آلدهید ها نیز به آزمون کرومیک اسید ( معرف جونز ) پاسخ مثبت می دهند


روش کار :
در یک لوله آزمایش خشک ٢ میلی لیتر استون خالص، ٢ قطره شناساگر کرومیک انیدرید و 4 قطره نمونه مایع یا ١/٠ گرم نمونه جامد می ریزیم و تکان می دهیم تا حل شود. تشکیل سوسپانسیون سبز نشانه الکل نوع 1 یا نوع 2 است.

واکنش تولید معرف :

                       

عوامل خطا:

این تست بسیار سریع اتفاق می افتد،اگر بیش از ۲ ثانیه به طول انجامید ممکن است ترکیبات دیگری در ایجادرنگ سبز دخیل باشنداین ترکیبات ممکن است اولفین ها،آمین ها،کتون ها،انول ها یا فنول ها باشند.

خاصیت فیزیکی:تغییررنگ قرمز به سبز

خاصیت شیمیایی: اکسیداسیون 

آزمون لوکاس :

تست لوکاس برای تشخیص الکل های نوع سوم ، آلیلی و بنزیلی از الکل های نوع اول و دوم می باشد این آزمایش بر اساس واکنش الکل ها با مخلوطی از هیدروکلریک اسید و روی کلرید ( واکنشگر لوکاس ) است که محصول آن آلکیل کلرید است که به صورت یک لایه نامحلول است . الکل های نوع اول در دمای اتاق با معرف لوکاس واکنش نمی دهند و بنابراین انحلال پذیری آنها آسان وقابل رویت است . الکل های نوع دوم به آزمون لوکاس به کندی پاسخ می دهند ، به طوری که این آزمون در مورد آنها منفی تلقی می شود . اما الکل های نوع سوم ، بنزیلیک و آلیلیک فوراً در واکنش شرکت می کنند . این واکنش از دیدگاه مکانیسمی جزء واکنش های SN1 می باشد ، که به شکل یونی پیش می رود . کدر شدن محیط دلیلی مثبت بر انجام واکنش است.


روش کار :
در یک لوله آزمایش ١ میلی لیتر شناساگر لوکاس و ٤ قطره نمونه آلی می ریزیم. لوله را خوب تکان می دهیم، سپس بی حرکت نگه میداریم تا محلول کدر شود یا یک لایه نا محلول تشکیل شود

سوالات: 
۱) دليل كدر شدن محيط در تست لوكاس را توضيح دهيد؟ 
رنگ شیری ایجاد شده مربوط به الکیل کلرید به عنوان فاز دوم است. در بین الکل های نوع اول , الیل الکل به دلیل پایداری کاتیون الیل به معرف پاسخ مثبت می دهند


2) به چه دليل الكل نوع اول ديرتر كدر مي شود؟ 
با این ازمایش معمولا نوع الکل مشخص می شود. الکهای حاوی حداکثر تا 6 کربن به این تست پاسخ مثبت می دهند الکل هایی با تعداد کربن بیشتر از 6 عدد در این محیط حل نشده به صورت نامحلول ( دو فاز ) باقی می مانند. مکانیسم واکنش از نوع SN1 است و تولید کربوکاتیون پایدار واکنش را تسریع می کند در نتیجه الکل های نوع سوم سریعتر از الکل های نوع دوم واکنش می دهند در حالی که الکل های نوع اول در حرارت متعارفی قادر به فعل و انفعال نیستند.


3) نقش ZNCL2 در این واکنش چیست؟ 
ZNCL2 در این واکنش به عنوان اسید لوئیس عمل کرده و با در اختیار گذاشتن اربیتال خالی Zn با اکسیژن کئوردینه می شود ،پیوند بین اکسیژن و کربن سست می شود و تاثیر مستقیمی بر کربوکاتیون ندارد بلکه انرژی اکتیواسیون را کاهش می دهد و تولید کربوکاتیون را سرعت می بخشد و این کاتالیزور در انتهای واکنش مجددا احیا می شود.


نتیجه گیری : 
معرف جونز (CrO3/H2SO4) و لوکاس(ZnCl2/HCl) دو معرف شیمیایی جالب برای شناسایی نوع الکل‌ها هستند. اساس کار معرف جونز اکسایش الکل‌ها و معرف لوکاس تشکیل یون پایدار است. بنابراین معرف جونز به‌عنوان اکسنده‌ی قوی، قادر است الکل‌هایی که کربن متصل به هیدروکسی در آنها حداقل یک اتم هیدروژن دارد اکسید کند. بنابراین الکل‌های نوع اول و دوم به این تست پاسخ مثبت می‌دهند و الکل نوع سوم واکنش نمی‌دهد. از طرفی الکل‌های نوع سوم یون‌های مثبت پایداری تولید می‌کنند که طول عمر خوبی دارند و به معرف لوکاس پاسخ سریع می‌دهند. الکل‌های نوع دوم با کمی تاخیر زمانی و الکل‌های نوع اول اصلا واکنشی نمی‌دهند


آزمایش مربوط به تعیین نقطه جوش الکل:


ابتدا یک سوم لوله آزمایش را ازالکل مورد نظر پرکرده.سپس لوله مویینی که یک سر آن بسته شده را سروته داخل لوله می اندازیم. لوله آزمایش را به دماسنجی میبندیم.مجموعه به دست آمده را داخل بشرمحتوی پارافین قرار میدهیم-وآنرا حرارت میدهیم.هنگامیکه حباب هایی از انتهای لوله مویین به صورت زنجیروار خارج شدند حرارت را قطع کرده وهنگامیکه الکل به داخل لوله مویین کشبده شد دمارا از روی دماسنج می خوانیم.این دما همان دمای جوش الکل است. نکته:دمای جوش دمایی است که درآن فشار بخارمایع با فشار جو برابر میشود. علت کشیده شدن مایع داخل لوله مویین اختلاف فشار لوله آزمایش و محیط است.


عوامل خطا: 
فشار آزمایشگاه با فشاراستاندارد متفاوت است در نتیجه ممکن است دمای بدست آمده با نقطه جوش واقعی فاصله داشته باشد.

تست حلالیت

 

چنانچه مولكولها يا يونهاي تركيب حل شونده بين مولكولهاي حلال پخش شود، فرايند انحلال صورت پذيرفته است
اگر نيروهاي بين ذرات حلال و نيروهاي بين ذرات ماده حل شونده از نظر مقدار تقريبا برابر باشد، از اختلاط حلال و حل شونده به هر نسبتي به يكديگر مخلوط همگن حاصل مي شود
بر این اساس مواد میتوانند در هم قابل امتزاج و یا غیر قابل امتزاج باشند
موادي را كه به هر نسبتي در يكديگر حل مي شوند، قابل امتزاج مي گويند مثل آب و الكل
موادي كه به مقدار جزيي در يكديگر حل مي شوند غير قابل امتزاج مي نامند
مثل آب و نفت و آب و كربن تتراكلريد

 چنانچه مولكولها يا يونهاي تركيب حل شونده بين مولكولهاي حلال پخش شود، فرايند انحلال صورت پذيرفته است.

•        به عبارت ديگر اگر نيروهاي بين ذرات حلال و نيروهاي بين ذرات  ماده حل شونده از نظر مقدار تقريبا برابر باشد، از اختلاط حلال و حل شونده به هر نسبتي به يكديگر مخلوط همگن حاصل مي شود.

•        موادي را كه به هر نسبتي در يكديگر حل مي شوند، قابل امتزاج مي گويند. مثل آب و الكل

•        و موادي كه به مقدار جزيي در يكديگر حل مي شوند غير قابل امتزاج مي نامند. مثل آب و نفت و آب و كربن تتراكلريد

•        دور شدن يونها در محلولها به دليل بالا بودن ثابت دي الكتريك حلال (آب) است.

•        از آنجا كه تفكيك شدن كربوكسيليك اسيدها فرايند تعادلي است، هر عاملي كه سبب پايداري آنيون كربوكسيلات نسبت به كربوكسيليك اسيد گردد، بايد تعادل را بسمت تفكيك بيشتر سوق دهد كه نتيجه آن افزايش قدرت اسيدي است و برعكس آن هم صدق مي كند.

•        بنابراین استخلاف های دارای الکترونگاتیوی زیاد نظیر هالوژنها از طریق الکترون کشندگی القایی کربوکسیلات را پایدار می کند.

•        اثرات القایی به شدت فاصله بستگی دارد یعنی هر چه استخلاف از کربوکسیل دور تر باشد اثر القایی آن کمتر است. و بر قدرت اسیدی اثر کمتری دارد.

•        در مورد اسیدهای آروماتیک نیز گروههای الکترون کشنده از طریق تثبیت کردن بار آنیون کربوکسیلات قدرت اسیدی را افزایش می دهند.

•        گروههای الکترون دهنده سبب کاهش قدرت اسیدی می شوند. 

•        بايد محتوي لوله بشدت تكان داده شود و مخلوط در دماي اطاق باشد.

•        با اين شرايط چنانچه تركيب كاملا حل شد، «محلول» در حلال مورد استفاده تلقي مي گردد، در غير اينصورت «نامحلول» است.

•        انحلال اسيدهاي قوي و ضعيف را براي شناسايي قطعي در حلال بازي ضعيف سديم بي كربنات 5% نيز مورد بررسي قرار مي دهيم.

حلاليت در آب:

•        تركيباتي كه چهار كربن يا كمتر دارند، و داراي اكسيژن، نيتروژن يا گوگرد هستند، غالبا در آب محلول مي باشند.

•        تركيباتي كه داراي اين عناصر هستند و پنج يا شش كربن دارند، غالبا در آب نامحلول اند يا انحلال پذيري آنها اندك است.

•        انحلال در آب يك تركيب شاخه دار در مقايسه، تركيب بدون انشعاب بيشتر است. چون شاخه دار شدن زنجير الكيل (زنجيرهاي جانبي) در يك تركيب سبب كاهش نيروهاي بين ملكولي ملكولها مي گردد. و تركيب آسانتر از يكديگر جدا مي شوند.

•        بنابراين، -t بوتيل الكل از –n بوتيل الكل بيشتر در آب محلول است.

•        وقتي نسبت اتمهاي اكسيژن، نيتروژن يا گوگرد به اتمهاي كربن در يك تركيب افزايش مي يابد، غالبا انحلال آنها در آب نيز بيشتر مي شود كه به دليل افزايش تعداد گروههاي عاملي قطبي مي باشد.

•        از اينرو انحلال 1، 5- پنتان ديول از 1- پنتانول در آب بيشتر است.

•        اما با افزايش زنجير الكيل (يعني تعداد كربن بيش از چهار) اثر گروه عاملي قطبي كاهش مي يابد و حلاليت كم مي شود.

حلاليت در كلريدريك اسيد(HCl5%):

•        احتمال وجود آمين را بايد فورا از بررسي حلاليت آن در اسيد رقيق ( HCl5%)نتيجه گيري كرد. که نمک هیدرید کلرید تشکیل می شود که در آب محلول است.

R-NH2 + HCl                 R-NH3+Cl-

•        استخلاف يك حلقه آروماتيك (Ar) بر روي زنجير الكيل قدرت بازي آمين را تا حدودي كم مي كند، اما با اين وجود آمين پروتون دار مي شود و معمولا در اسيد رقيق محلول است.

•        استخلاف نيتروژن آميني با دو يا سه حلقه آروماتيكي قدرت بازي را به مقدار بيشتري كاهش مي دهد. دي يا تري آريل آمينها در HCl رقيق حل نمي شوند. بنابراين، Ar2NH و Ar3N در اسيد رقيق نامحلول هستند.

 

حلاليت در NaHCO35% و NaOH5%

•        تركيباتي كه در سديم بي كربنات (باز ضعيف) حل مي شوند، در زمره اسيدهاي قوي هستند.

•        تركيباتی كه در سديم هيدروكسيد (باز قوي) حل مي شوند در زمره اسيدهاي قوي يا ضعيف مي باشند.

•        بنابراين، براي تميز دادن اسيدهاي ضعيف و قوي از يكديگر بايد انحلال آنها در (NaOH) به عنوان باز قوي و (NaHCO3)به عنوان باز ضعيف تعيين كنيم.

•        كربوكسيليك اسيدها معمولا در هر دو حلال بازی محلول هستند.

•        انحلال در باز به دليل تشكيل نمك سديم كه در محيط آبي محلول هستند می باشد.

•        اما، نمك تركيباتي كه وزن ملكولي آنها بالاست محلول نيستند و رسوب مي كنند.

•        نمك كربوكسيليك اسيدهايي كه داراي زنجير بلند هستند نظير ميريستيك (C14)، پالميتيك (C16) و استئاريك (C18) نيز در زمره اين تركيبات مي باشند و صابون تشكيل مي شود.

حلاليت در سولفوريك اسيد غليظ:

•        تركيبات زيادي در سولفوريك اسيد سرد و غليظ محلول مي باشند. مانند الكلها، كتونها، آلدهيدها و استرها و...

•        تركيبات ديگري نظير الكنها، الكينها، اترها، نيتروآروماتيكها و آميدها نيز از آن جمله هستند.

•        تركيباتي كه در سولفوريك اسيد غليظ محلول هستند، اما در اسيد رقيق حل نمي شوند، بازهاي بسيار ضعيفي هستند. تقريبا تمام تركيباتي كه داراي نيتروژن، اكسيژن، گوگرد هستند در سولفوريك اسيد پروتون دار مي شوند و يونهاي توليد شده آنها هم محلول هستند.

تركيبات بي اثر:•        به تركيباتي كه در سولفوريك اسيد غليظ يا حلالهاي ديگر حل نمي شوند بي اثر گفته مي شود.

•        الكانها، تركيبات آروماتيك ساده و الكيل هاليدها در سولفوريك اسيد حل نمي شوند.

•        هگزان، بنزن، كلروبنزن، كلروهگزان و تولوئن مثالهايي از اين نوع تركيبات هستند.

انحلال پذيري در فسفريك اسيد (غليظ):

•        الكلها،  آلدهيدها، متيل كتونها، كتونهاي حلقوي و استرهايي كه كمتر از 9 كربن دارند در فسفريك اسيد 85% حل مي شوند.

•        پديده هايي از قبيل ايجاد گرما و تغيير رنگ كه در فرايند انحلال پذيري در اسيد سولفوريك سرد و غليظ قابل رويت است در مورد فسفريك اسيد ديده نمي شود و از اين لحاظ حلال مناسبي مي باشد.

انحلال پذيري در اتر:

•        در بين اجسامي كه يونيزه نمي شوند آنهايي كه داراي يك گروه عامل هستند در اتر حل مي شوند

•        و موادي كه بيش از يك گروه عاملي دارند در اتر كمتر حل مي شوند، و انحلال پذيري آنها در آب افزايش مي يابد.

•        اصولا اتر یک حلال غیر قطبی است و خصوصیات فیزیکی آن به هیدروکربنها نزدیک است.

•        هر تغییری در که سبب افزایش قطبی بودن در ملکول گردد انحلال پذیری آنرا در اتر کم می کند

استفاده از حلاليت در شناسايي جسم ناشناخته

استفاده از حلاليت تا اندازه اي عوامل شيميايي موجود در جسم آلي را مشخص ميكند. مثلا تركيبات اسيدي معمولا در سود و تركيبات قليايي معمولا در اسيد كلريدريك 5% حل ميشوند.

استفاده از حلاليت اطلاعاتي در مورد بعضي از خصوصيات تركيب ناشناخته ميدهد. از حل شدن يك جسم در آب تا اندازه اي به قطبي بودن آن مطمئن ميشويم و يا در حاليكه اسيد بنزوئيك در آب حل نميشود اما در صورتيكه با سود تركيب شود توليد بنزوات سديم ميكند كه براحتي در آب محلول است.

استفاده از حلاليت اطلاعاتي را در مورد وزن مولكولي جسم ناشناخته ميدهد، مثلا در مورد سريهاي همانند (همولوگ) كه داراي يك عامل شيميايي باشند معمولا آنهايي كه تعداد كربن آنها كمتر از 4 باشد در آب حل و آنهايي كه تعداد كربن آنها بيش از 5 اتم كربن باشد معمولا در آب نامحلولند.

 

طبقه بندي بر اساس حلاليت

آزمون حلاليت براي هر جسم مجهولي بايد انجام شود. اين آزمون در تشخيص گروههاي عاملي اصلي تركيبات مجهول داراي اهميت است. حلالهاي متداول براي آزمايش حلاليت عبارتند از:

اسید کلریدریک 5% (HCl 5%)

سدیم هیدروژن کربنات 5% ( NaHCO3 5%)

هیدروکسید سدیم 5% (NaOH 5%)

اسید سولفوریک (H2SO4)

آب (Water)

حلالهای آلی (Organic Solvent)

 

تركيبات با توجه به حلاليتشان به 7 گروه تقسيم ميشوند:

گروه 1) تركيباتي كه هم در آب و هم در اتر محلولند

گروه 2) تركيبات محلول در آب و نامحلول در اتر

گروه 3) نامحلول در آب ولي محلول در محلول رقيق سديم هيدروكسيد كه به دو دسته زير تقسيم ميشوند:

          الف) محلول در سديم هيدروكسيد رقیق و محلول در سديم بيكربنات 5%

          ب) محلول در سديم هيدروكسيد رقيق و محلول در كلريدريك اسيد رقيق

گروه 4) نامحلول در آب ولي محلول در هيدروكلريدريك اسيد رقيق

گروه 5) هيدروكربنهايي كه شامل كربن، هيدروژن و اكسيژن هستند ولي در گروه 1 تا 4 نبوده ولي درسولفوريك اسيد غليظ محلولند

گروه 6) تمام تركيباتي كه ازت يا گوگرد ندارند و در سولفوريك اسيد غليظ نامحلولند

گروه 7) تركيباتي كه ازت يا گوگرد داشته و در گروه 1 تا 4 نيستند. تعدادي از تركيبات اين گروه درسولفوريك اسيد غليظ محلولند.

بخشی از توضیحات استاد:اولین تستی که برای حلالیت صورت میگیرد حلالیت درآب استاگر حلالیت بیش از 3 درصد باشد محلول داریم و اگر کمتر از 3 درصد باشد کم محلول خواهد بود

اگر تست حلالیت به همراه پیک آن دراختیار متخصص شیمی قرار بگیرد با کمک این دو تست میتواند نوع ترکیب را مشخص کند.

درواکنش های شیمی نقش حلال اساسی است.در طیف ها هم اگر ماده به حلال حساسیت داشته باشد جواب درستی نمیگیریم

 

عوامل موثر برحلالیت

دما:

تغییرات دما حتما روی انحلال پذیری مواد جامد، مایع و گاز تأثیر می گذارد. البته این اثرات فقط به طور محدود برای گازها و جامدات تعیین شده اند.

 

مواد جامد:

اثر دما روی مواد جامد، بسته به این که واکنش گرماگیر است یا گرمازا، فرق می کند. با استفاده از اصل لوشاتلیه می توانیم اثر دما روی هر دو واکنش را معین کنیم.

 

عوامل موثر بر انحلال پذیری

 

در یک واکنش گرماگیر (که گرما روی طرف واکنش دهنده هایی که جامدند، اعمال می شود)، افزایش دما تغییری روی طرف واکنش دهنده ها ایجاد می کند؛ طبق اصل لوشاتلیه برای تعادل دوباره، معادله به سمت طرف محصولات پیش می رود. با این کار، ماده جامد بیش تر  تجزیه می شود و تعادل جدیدی حاصل می شود که در آن انحلال پذیری جامد افزایش یافته است.

 

در واکنش گرمازا (که گرما به قسمت محصولات واکنش که همان یون های تجزیه شده مواد جامد واکنش دهنده هستند، اعمال می شود)، افزایش دما در قسمت محصولات، یک تغییر در حالت تعادلی واکنش ایجاد می کند، طبق اصل لوشاتلیه واکنش به سمت واکنش دهنده ها پیش می رود. با این جابجایی و تعادل جدید، مقدار کمی از مواد جامد واکنش دهنده تجزیه می شوند و انحلال پذیری کاهش پیدا می کند.

 

مایعات:

تغییرات دما، هیچ رفتار مشخصی روی انحلال پذیری مایعات ندارد. شاید هیچ گاه ترکیب حلال – حل شونده ای که هر دو به صورت مایع هستند، با مشکل مواجه نشود.

 

گازها:

در مورد مواد، نخست به یاد داشته باشد که دما، مقیاس و میزانی از انرژی جنبشی متوسط ماده را نشان می دهد. وقتی دما افزایش پیدا می کند، حرکت مولکول های گاز بیش تر شده و بنابراین احتمال این که ذرات گاز حل شده در مایع، به فاز گازی فرار کنند بیش تر می شود و ذرات گاز موجود، کم تر حل می شوند.

 

 

عوامل موثر بر انحلال پذیری

 نمونه ای از تاثیر دما بر انحلال پذیری گاز اکسیژن و دی اکسید کربن

 

 

بنابراین افزایش دما به معنای انحلال پذیری کم تر و کاهش دما به معنای انحلال پذیری بیش تر برای گازهاست.

 

طبق اصل لوشاتلیه، این رفتار گازها را بهتر می توان فهمید. ابتدا دقت کنید که حل شدن گاز در مایع معمولا گرمازا است؛ بنابراین افزایش دمای اعمال شده به سمت محصولات این واکنش، یک تغییر در سیستم به وجود می آورد. پس سیستم به سمت واکنش دهنده ها پیش می رود تا این تغییر را کم تر کند. در نتیجه، غلظت تعادلی ذرات گاز در فاز گازی افزایش پیدا خواهد کرد و انحلال پذیری گاز، کم تر خواهد شد. برعکس این حالت نیز برای کاهش دما در سمت محصولات برای گاز اتفاق می افتد. یعنی کاهش دما طبق اصل لوشاتلیه باعث افزایش انحلال پذیری گاز می شود.

 

عوامل موثر بر انحلال پذیری

فشار:

اثر فشار بر روی انحلال پذیری مواد جامد و مایع بسیار کوچک است؛ بنابراین از اثر فشار بر روی گازها صحبت خواهیم کرد:

در مورد گازها با ترکیب اصل لوشاتلیه و قانون هنری می توان اثر فشار را روی انحلال پذیری آن ها بررسی کرد. قانون هنری بیان می کند هنگامی که دما ثابت است، انحلال پذیری گاز با فشار جزئی آن متناسب است:

 

عوامل موثر بر انحلال پذیری

 

که p فشار جزئی گاز موجود در بالای مایع است، kh ثابت هنری و c غلظت گاز در مایع است.

 

عوامل موثر بر انحلال پذیری

در دمای ثابت، از این فرمول می توان نتیجه گرفت؛ زمانی که فشار جزئی کاهش پیدا می کند، غلظت گاز در مایع نیز کاهش پیدا خواهد کرد و این به معنای کاهش انحلال پذیری نیز هست و برعکس.

 

سیستمی را در نظر بگیرید که در آن مقداری گاز در مایع حل شده است. افزایش فشار باعث افزایش فشار جزئی (فشار وارد بر هر قسمت از این ترکیب) می شود و گاز بیش تر متراکم می شود. افزایش فشار جزئی به این معناست که ذرات گازی بیش تری وارد مایع می شوند (گاز بالای مایع در این حالت، کم تر می شود) و فشار جزئی نیز با این تغییر، کاهش پیدا می کند؛ یعنی برای کم کردن اثر این تغییر در افزایش فشار، واکنش خود را به گونه ای تغییر می دهد که انحلال پذیری بیش تر شود.

 

عوامل موثر بر انحلال پذیری

با افزایش فشار، انحلال پذیری مولکول های گاز بیش تر می شود.

 

 

 

اگر در همین حالت، فشار وارد بر سیستم را کاهش می دادیم، مولکول های گازی بیش تری از مایع فرار می کردند و برای همین انحلال پذیری کم تر می شد.

 

عوامل موثر بر انحلال پذیری

برای مشاهده فیلم مربوط به انحلال پذیری و آهنگ واکنش این جا را کلیک کنید.عوامل موثر بر انحلال پذیری

 

 

 

برای فهم مطالب بالا بهتر است این واکنش تعادلی را با هم بررسی کنیم:

 

انحلال پذیری دی اکسید کربن با تغییرات زیر چه تغییری می کند؟

 

الف) دما افزایش پیدا کند.

ب) فشار و دما افزایش پیدا کنند.

ج) فشار، افزایش ولی دما کاهش پیدا کند.

د) فشار کاهش پیدا کند.

 

جواب:

الف) واکنش گرما زا است؛ بنابراین افزایش در دما به معنای کاهش انحلال پذیری است.

ب) افزایش در هر دو عامل فشار و دما در این واکنش به معنای انحلال پذیری بیش تر است.

ج) با اطلاعات داده شده، نمی توان فهمید انحلال پذیری چه تغییری می کند.

د) افزایش در فشار، باعث وارد شدن مولکول های گازی بیش تری به مایع می شود تا فشار جزئی را کاهش دهد؛ بنابراین انحلال پذیری افزایش پیدا می کند

عوامل موثر در حلالیت

معمولا ترکیبات قطبی در حلالهای قطبی و ترکیبات غیر قطبی در حلالهای غیر قطبی حل میشوند.

 در ترکیبات مشابه افزایش نیروی بین مولکولی سبب کاهش حلالیت میگردد.

 در ترکیبات مشابه افزایش وزن مولکولی سبب کاهش حلالیت میشود.

 در ترکیبات مشابه وجود شاخه جانبی باعث افزایش حلالیت میگردد.

 

الف) اثر دما بر انحلال پذیری

اثر تغییر دما بر انحلال پذیری یک ماده به جذب شدن یا آزاد شدن گرما به هنگام تهیه محلول سیر شده آن ماده بستگی دارد. با استفاده از اصل لوشاتلیه می توان اثر تغییر دما بر روی انحلال پذیری یک ماده را پیش بینی کرد. اگر فرآیند انحلال ماده حل شونده ، فرآیندی گرماگیر باشد، انحلال پذیری آن ماده با افزایش دما افزایش می‌یابد. اگر انحلال ماده حل شونده فرآیندی گرماده باشد، با افزایش دما ، انحلال پذیری ماده حل شونده کاهش می‌یابد.

انحلال پذیری تمام گازها با افزایش دما ، کاهش پیدا می‌کند.

تذکر:تغییر انحلال پذیری با تغییر دما به مقدار آنتالپی انحلال بستگی دارد. انحلال پذیری موادی که آنتالپی انحلال آنها کم است، با تغییر دما تغییر چندانی نمی‌کند.

 

ب) اثر فشار بر انحلال پذیری

 اثر تغییر فشار بر انحلال پذیری مواد جامد و مایع معمولا کم است ولی انحلال پذیری گازها در یک محلول با افزایش یا کاهش فشاری که به محلول وارد می‌شود، به میزان قابل توجهی تغییر می‌کند.مقدار گازی که در یک دمای ثابت در مقدار معینی از یک مایع حل می‌شود با فشار جزئی آن گاز در بالای محلول نسبت مستقیم دارد.

 اگر انحلال ماده حل شونده فرآیندی گرماده باشد، با افزایش دما ، انحلال پذیری ماده حل شونده کاهش می‌یابد. معدودی از ترکیبات یونی ( مثل Na2CO3 , Li2CO3 ) بدین گونه عمل می‌کنند. علاوه بر این ، انحلال پذیری تمام گازها با افزایش دما ، کاهش پیدا می‌کند. مثلا با گرم کردن نوشابه‌های گازدار ، گاز دی‌اکسید کربن موجود در آنها از محلول خارج می‌شود. تغییر انحلال پذیری با تغییر دما به مقدار آنتالپی انحلال بستگی دارد. انحلال پذیری موادی که آنتالپی انحلال آنها کم است، با تغییر دما تغییر چندانی نمی‌کند.

 استفاده از حلالیت در شناسایی جسم ناشناخته: استفاده از حلالیت تا اندازه ای عوامل شیمیایی موجود در جسم آلی را مشخص میکند. مثلا ترکیبات اسیدی معمولا در سود و ترکیبات قلیایی معمولا در اسید کلریدریک 5% حل میشوند.

 استفاده از حلالیت اطلاعاتی در مورد بعضی از خصوصیات ترکیب ناشناخته میدهد. از حل شدن یک جسم در آب تا اندازه ای به قطبی بودن آن مطمئن میشویم و یا در حالیکه اسید بنزوئیک در آب حل نمیشود اما در صورتیکه با سود ترکیب شود تولید بنزوات سدیم میکند که براحتی در آب محلول است.

 استفاده از حلالیت اطلاعاتی را در مورد وزن مولکولی جسم ناشناخته میدهد، مثلا در مورد سریهای همانند (همولوگ) که دارای یک عامل شیمیایی باشند معمولا آنهایی که تعداد کربن آنها کمتر از 4 باشد در آب حل و آنهایی که تعداد کربن آنها بیش از 5 اتم کربن باشد معمولا در آب نامحلولند.

 

طبقه بندی بر اساس حلالیت:

 آزمون حلالیت برای هر جسم مجهولی باید انجام شود. این آزمون در تشخیص گروههای عاملی اصلی ترکیبات مجهول دارای اهمیت است. حلالهای متداول برای آزمایش حلالیت عبارتند از:

 HCl 5%, NaHCO3 5%, NaOH 5%, H2SO4, Water, Organic Solvent

 ترکیبات با توجه به حلالیتشان به 7 گروه تقسیم میشوند:

 گروه 1) ترکیباتی که هم در آب و هم در اتر محلولند

 گروه 2) ترکیبات محلول در آب و نامحلول در اتر

 گروه 3) نامحلول در آب ولی محلول در محلول رقیق سدیم هیدروکسید که به دو دسته زیر تقسیم میشوند:

 الف) محلول در سدیم هیدروکسید رقیق و محلول در سدیم بیکربنات 5%

 ب) محلول در سدیم هیدروکسید رقیق و محلول در کلریدریک اسید رقیق

 گروه 4) نامحلول در آب ولی محلول در هیدروکلریدریک اسید رقیق

 گروه 5) هیدروکربنهایی که شامل کربن، هیدروژن و اکسیژن هستند ولی در گروه 1 تا 4 نبوده ولی در سولفوریک اسید غلیظ محلولند

 گروه 6) تمام ترکیباتی که ازت یا گوگرد ندارند و در سولفوریک اسید غلیظ نامحلولند

 گروه 7) ترکیباتی که ازت یا گوگرد داشته و در گروه 1 تا 4 نیستند. تعدادی از ترکیبات این گروه در سولفوریک اسید غلیظ محلولند.

 

عوامل موثر بر حلالیت 1-تشابه ساختار کریستالی 2-تشابه ظرفیت اتمی 3- پائین بودن اختلاف اندازه اتمی میباشد که اختلاف اندازه اتمی عنصر حل شونده با عنصر زمینه نباید از 15% تجاوز نماید .

مفهوم حلالیت

http://med.fums.ac.ir/images/physic/halaliat.pdf

تعریف حلالیت

حلالیت یک ماده عبارت است از تمایل ان برای ایجاد محیط همگن با مواد دیگری که معمولا حلال نامیده می شود. بررسی میزان و چگونگی حلالیت یک ترکیب در محیط های شیمیایی متفاوت , اطلاعاتی در مورد گروههای عاملی موجود در ترکیب , وزن مولکولی تفکیک الکترولیتی , دیفوزیون و ... به دست می اید. برای شناسایی ترکیبات الی , انها را بر حسب حلالیتشان در حلال های مختلف دسته بندی می کنیم.

در مورد حلالیت یک جسم در اب ,هرگاه حداقل 3 گرم از جسم در 100 میلی لیتر حلال شود ( معادل 0.1 گرم در 3 سی سی ) جسم را قابل حل می گویند.
حلالیت نمكها نیز مانند سایر جامدات با افزایش دما دستخوش تغییر می شود و معمولا" افزایش می یابد. به عنوان مثال حلالیت نمك سدیم كلرات NaClO3 در 20 درجه سانتیگراد برابر 100 گرم در 100 گرم آب می باشد، درحالی كه در دمای 100 درجه، حلالیت این نمك به 225 گرم در 100 گرم آب می رسد.


انحلال مواد درحلال طی سه مرحله انجام می پذیرد.

درمرحله اول جاذبه بین بعضی از ذرات حلال ازبین می رود ،درنتیجه این مرحله گرماگیر است.

درمرحله دوم جداشدن ذرات حل شونده صورت می گیرد که این مرحله نیز گرماگیر خواهد بود .

اما درمرحله سوم بین ذرات حلال وحل شونده جاذبه برقرار می شود،که درنتیجه آن گرما آزاد خواهد شد .

مجموع گرمای این سه مرحله گرمای انحلال ( انحلال Δ H )نامیده می شود ،لازم بتذکر است که علاوه 

برعامل انرژی نقش عامل بی نظمی را در انحلال پذیری مواد باید درنظرداشت.انحلال اغلب مواد جامد 

درآب باافزایش بی نظمی همراه است .مواد جامد یونی ضمن انحلال درآب یون های آبپوشیده تشکیل

می دهند ،و مواد کوالانسی مولکولی نظیر الکل ، اوره و شکر به کمک پیوند هیدروژنی وهم چنین

مواد کوالانسی مولکولی قطبی ، توسط نیروی دوقطبی ـ دوقطبی و به صورت مولکولی درآب حل 

می شوند .
در مورد مواد کم محلول از فاکتری بنام ثابت حاصلضرب حلالیت برای بیان میزان حلالیت استفاده می شود:

ثابت حاصلضرب حلالیت درواقع ثابت تعادل مربوط به انحلال یك نمك كم محلول می باشد.
می دانید از نظر انحلال در آب، مواد به چند دسته تقسیم می شوند. دسته ی اول كه حلالیت خوبی در آب دارند و به میزان زیادی در آب حل می شوند مانند بسیاری از اسیدها مانند H2SO4 یا برخی از نمكها مانند NaCl. محلول این مواد در آب را الكترولیت می گویند، زیرا رسانای جریان الكتریسیته هستند.
اما برخی مواد كم محلول و برخی دیگر نامحلول هستند.
چنانچه ماده ای نامحلول یا كم محلول در آب قرار داده شود، این ماده به میزان كمی در آب حل می شود و یونهایی حاصل از تفكیك مقدار كمی از آن وارد محلول می شود. اما بزودی هنگامی فرا می رسد كه سرعت انحلال یونها از جامد با سرعت رسوب كردن یونها از محلول سیر شده بر روی جامد، برابر می گردد. در این حالت می گوییم تعادل برقرار شده است. به عنوان مثال در هنگام انحلال یك نمك كم محلول مانند نقره كلرید این نمك به صورت یونهای مثبت و منفی در آب در می آید:
AgCl --> Ag+ + Cl
اما پس از مدتی كه محلول به صورت سیر شده در آمد سرعت واكنش فوق با واكنش زیر برابر می شود:
Ag+ + Cl- --> AgCl
در این حالت تعادل زیر برقرار می شود:
AgCl = Ag+ + Cl
ثابت تعادل فوق را به صورت زیر می نویسیم:
K=[Ag+][Cl-]/[AgCl]
از آنجا كه غلظت یك جامد خالص، مقدار ثابتی است، [AgCl] را می توان با K یكی كرد. در این صورت خواهیم داشت:
Ksp=K[AgCl]=[Ag+][Cl-]
ثابت Ksp حاصل ضرب انحلال نامیده می شود. توجه داشته باشید این ثابت برای نمكهای كم محلول تعریف می شود، یعنی نمكهایی كه در آنها همواره تعادل وجود دارد بین یونهای موجود در محلول و حالت جامد ماده. این تعادل برای نمكهای كاملا" محلول تعریف نمی شود، زیرا در انها رابطه یك طرفه است و فقط فرآیند انحلال وجود دارد.
از آنجا كه انحلال پذیری یك نمك معمولا" به طور وسیعی با دما تغییر می كند، مقدار عددی Ksp برای یك نمك با دما تغییر می كند.
این مقادیر معمولا" در 25 درجه سانتیگراد ثبت می شوند. غلظت یك ماده ی كم محلول در محلول سیر شده ی آن پایین است و بنابراین در رابطه تعادل می توان غلظت ها را به طور رضایت بخش بكار برد، اما برای نمكهایی كه انحلال پذیری بیشتری دارند، جاذبه ی بین یونی موجب می شود كه ضرایب فعالیت به طور موثری از واحد انحراف پیدا كنند و برای تحلیل ریاضی این سیستم ها، به جای غلظت ها باید از فعالیت ها استفاده كرد. 
مقدار عددی Ksp یك نمك را می توان از روی انحلال پذیری مولی آن نمك پیدا كرد.